....بوی دفتر و کتاب....
دوباره شورو شوق صد بهار میرسد
دو باره انتها ی انتظار میرسد
دوباره بوی دفتر و کتاب و سادگی از آسمان خیس و بی غبار میرسد
به ایستگاه زندگی پر ملال ما پس از هزار خستگی قطار میرسد
و کوچه از تراکم نگاه کودکی به خنده های قاه قاه بیشمار میرسد
دوباره کودک دلم به درب مدرسه دوان دوان و شاد و بیقرار میرسد
صدای از جلو نظام در حیاط ، باز پر از طنین به گوش روز گار میرسد
دوباره شیطنت دوباره بازی و نشاط
دوباره روزهای خوب و خنده دار میرسد...
(غفاری)
برچسب:
نویسنده: یوسف محمدی